مارشال مک لوهان تلویزیون را رسانه ای سرد و سینما و تئاتر را رسانه گرم می داند.او ارتباط دوجانبه منبع – مخاطب را درتلویزیون بیشتر از سینما می داند. این واقعیت می تواند از پخش زنده برنامه ها در تلویزیون باشد که حس واقع گرایی را دربیننده زنده می نماید.
برنامه زنده، برنامه مستند محض
زنده بودن برنامه ها در تلویزیون ، حس مستند بودن برنامه را تقویت می کند.در برنامه زنده یک واقعه ای در حال اتفاق افتادن است و به هیچ عنوان برنامه ساز دخل و تصرفی در آن واقعه ندارد و احساس خود را شریک نمی کند. این که برنامه ساز شاهد است نه بازیگر به این معنا است به این که در به وجود آوردن آن شریک نیست(در برگزاری یک مراسمی که به طور مستقیم از تلویزیون پخش می شود مانند برگزاری یک مسابقه فوتبال) یا اگر هم شریک باشد در کنترل نمودن آن نقشی ندارد؛ مثلا در یک برنامه گفتگو محور ، در دعوت مهمانان نقش دارد و شریک است و تاثیر گذار است اما این که به مهمانان خط دهد و نظر آنها را در حمایت از یک جریان خاص مورد نظر خود برگرداند نقشی ندارد.
اگر بتوانیم ژانر مستند را به مستند محض ، بازسازی، آرشیوی و...تقسیم نماییم با تعریفی که در بالا داشتیم می توانیم برنامه های زنده را برنامه های مستند محض مساوی بدانیم.در مستند محض ، مستند ساز هیچ نقشی در شکل گیری وقایع ندارد و تنها به عنوان شاهد در ماجرا عمل می کند و به عبارتی دیگر ماجرا به انتظار مستند ساز نمی نشیند تا به مانند فیلمهای داستانی تمام عناصر سازنده فیلم از قبیل نور ، صدا و... را در اختیار خود بگیرد و آنها را کنترل نماید و بعضی از عوامل به گونه ای است که کنترل نمودن انها از حوزه اختیارات مستند ساز خارج هستند. این شباهت در برنامه زنده هم تا حدودی وجود دارد.یعنی تکنیکی که در این ژانر تلویزیونی به کار می رود تکنیک مستند است هر چند که این نوع برنامه ها از برنامه های مستند سرگرم کننده تر هستند. در برنامه زنده می توان با یک پیش تولید قوی و منسجم ، بعضی از عناصری که در ساخت برنامه به کار می رود را تحت کنترل خود در آورد ،زیرا عملا برنامه های زنده – به غیر از گزارشهای خبری- با سه دوربین و یا بیشتر ضبط و پخش می شوند و این امر باعث می شود تا تیم تولید ساعاتی قبل از شروع برنامه در محل حاضر شوند و عناصر مختلفی چون نور، صدا و ... را تحت کنترل خود داشته باشند وآماده باشند. مثلا در یک مسابقه فوتبال در یک ورزشگاه ، تیم برنامه سازساعاتی قبل از شروع برنامه آماده هستند تا این مسابقه را به صورت زنده تقدیم علاقه مندان نمایند؛ وعوامل سعی می کنند بهترین نقطه را برای استقرار دوربینها و میکروفنها و عوامل خود تعیین کنند تا هر چه بهتر مسابقه را ضبط نمایند اما با شروع مسابقه دیگر گروه برنامه ساز نمی تواند در به کنترل گرفتن مسابقه کاری انجام دهد مثلادر اواسط مسابقه اگر دوربینی از کار بیفتد گروه برنامه ساز نمی تواند به بازیکنان دستور دهد که بازی را متوقف کنند تا آنها آن دوربین را تعویض نمایند واین مسیر مسابقه فوتبال است که تیم برنامه ساز را باخود همراه می نماید. به بیان دیگر گروه برنامه ساز تا شروع مسابقه تمام عوامل را می تواند کنترل نماید اما با شروع مسابقه و برنامه دیگر نمی تواند کنترلی بر برنامه داشته باشد و به همان ترتیب این ماجرا است که آنها را با خود می برد نه آنها ماجرا را. و بدین ترتیب دمکراسی در تلویزیون به وسیله مستند آغاز شده است نه با مشارکت بیننده در سراسر برنامه به وسیله ای میل،تلفن و یا نظر سنجی.
ارتباط زنده ، ارتباطی دو سویه
از گذشته پژوهشگران ارتباط انسانی را فرآیندی می دانستند که حداقل سه عنصر دارد:
1- فردی که پیام را می فرستد(فرستنده پیام).
2- فردی که پیام را دریافت می کند(گیرنده پیام).
3- پیامی که بین آن دو رد و بدل می شود(پیام).
«هر چند که این الگو با الگوی مک لوهان که رسانه را در فرآیند دخیل می داند منافات دارد.»(مایرز،گیل،ای و میشله تی،1383،ص34).
عمل ارتباط می تواند به گو نه های مختلف شکل گیرد و دسته بندیهای مختلفی را می توان برای آن شکل داد؛ اما ما در اینجا ، ارتباط را به یک سویه و دو سویه و تعاملی تقسیم می کنیم .
ارتباط یک سویه به مانند پرتاب یک تیر و کمان به سوی هدف است. در این عمل هدف نشانه گرفته می شود و احتمالا به یکی از حلقه های رنگین صفحه هدف اصابت می کند ولی به نقطه مرکزی آن برخورد نمی کند . اشکالاتی که در این عمل ارتباط می توان متصور شد:
1- «اندیشه فرد تیر انداز است که تصور می کند اگر چشم و بازوها هماهنگی بیشتری می داشتند تیر مستقیما به هدف برخورد می کرد و همه چیز به نفع او تمام می شد.»(مایرز،گیل ،ای ومیشله ،تی،1383،ص35).
2- «براساس نظریه تزریقی، پیام را می توان به نحوی تجویز کرد که بتوان در قلب و ذهن افراد نفوذ کند و آن رفتار که مورد نظر است را در مخاطبان به وجود آورد. در بین عناصر ارتباط تکیه بر پیام است. مخاطب منفعل است و فرستنده همه کاره است. به عبارت دیگر " طرفین در بحث شرکت ندارند."» (مهدیزاده،سید محمد،1381،ص48).
رسانه های دیگر مثل روزنامه، سینما دچار چنین ارتباطی هستند(رسانه های گرم)؛ اما رسانه تلویزیون(رسانه سرد) توانسته خود را از این ارتباط رهایی بخشد و گیرنده را در امر ارتباط دخیل سازد؛ در این میان برنامه های زنده توانسته بهترین نقش را داشته باشند. در این فرآیند ارتباط، بیننده می تواند با فرستنده پیام ارتباط دو سویه برقرار نماید . ارتباط دو سویه به مسابقه تنیس روی میز شباهت دارد. در این دیدگاه، چیزی گفته می شود و در مقابل پاسخی عرضه می گردد . و این عمل چندین بار در فرآیند ارتباط تکرار می شود. همان طور که در بازی تنیس روی میز توپ به نوبت توسط بازیگران دو سوی میز رد و بدل می شود و در این دیدگاه نیز افراد به نوبت درگیر به نوبت نقش فرستنده و گیرنده را ایفا می کنند.اگر بخواهیم مثالی برای این ارتباط در برنامه های مورد مطالعه بیاوریم ، می توانیم «نود» را به عنوان شاهد آورد. در این برنامه ، فرستنده (نود) از مخاطب می خواهد از همان روشی که او برای مخاطب تعیین کرده با او ارتباط برقرار نمایند و مخاطب باید پاسخی که او (فرستنده) مورد نظرش است را بفرستد تا مخاطب را در فرآیند مسابقه -که اغلب اوقات است- شرکت دهند. در حالی که این اشکال که به این دیدگاه وارد است:
« محدود به رابطه خطی و مجرد علی و معلولی است. در حالی که در ارتباط میان فردی، ارتباط از نوع تعاملی است نه دو سویه. یعنی ارتباطمان وابسته و یا واکنش به محرکی نیست بلکه برمبنای تعامل و تعادل است و این که در ارتباط میان فردی نمی توان افراد را به رفت و برگشت توپ در بازی تنیس روی میز ، محرک وپاسخ ، پرتاب و بازتاب ، عمل و عکس العمل ، یکسان دانست.» (مایرز،گیل، ای و میشله،تی،1383،ص35).
«در ارتباط تعاملی ، طرفین ارتباط فعال هستند،البته نه به یک اندازه. این امکان برای طرفین درگیر در ارتباط میان فردی بیشتر ، و برای گیرندگان پیام در ارتباط جمعی کمتر است. هر دو طرف ارتباط در یک تعامل کارکردی قرار دارند و این تعامل نیازی را مرتفع می کند که مایه خرسندی می شود و کم وبیش اطلاعاتی بین آن دو مبادله می شود. » (مایرز،گیل، ای و میشله،تی،1383،ص37 و 38).
منابع:
1- مایرز،گیل،ای و میشله ،تی، پویایی ارتباطات انسانی، ترجمه: حوا صابر آملی،تهران ، دانشکده صدا وسیما،1383.
2- مهدیزاده، سید محمد ،جزوه درس نظریه های ارتباط جمعی،تهران، دانشگاه علامه طباطبایی(دانشکده علوم ارتباطات)،1381
کارگردانی برنامه های زنده به روش چند دوربینه صورت می گیرد یعنی کارگردان در زمانی که برش چه به صورت کات٬ دیزالو٬وایپ و... از یک دوربین به دوربین دیگرانجام می دهد همزمان در حال تدوین می باشد و چون برنامه های زنده عملا مرحله پس تولید را در مراحل کاری ندارد کار کارگردان نمود بیشتری پیدا می نماید.
در برنامه های تلویزیونی و به خصوص در برنامه های زنده معمولا از شیوه تدوین تداومی استفاده می شود. (اگر تقسیم بندی ها بر اساس تدوین تداومی و تدوین اکسپرسیونیستی یا بیاندار باشد) . تدوین تداومی بر مبنای وابستگی نماهاست و تمایل به روایت مداوم و بی وقفه دارد و ظاهرا از سیر طبیعی زندگی دنبال یا تقلید می کند و از این رو آن را تدوین روایتی یا Narrative Editing نیز می گویند. به همین علت این گونه تدوین واقعیت گراست( زمان و مکان در آن وحدت و تجانس دارند) و به همین دلیل درک آن برای تماشاگر آسان تر است و به طور کلی تدوین تداومی معنا را آسان و روشن می نماید.
در تدوین تداومی موضوع دو نما یکی است اما نمای دوم وابسته به نمای اول است. در عین حال ٬دو نمای متوالی با وجود داشتن همانندی و تجانس در یک یا چند چیز متفاوت اند. این تفاوت معمولا در ابعاد (عمدتا در زاویه فیلمبرداری و فاصله دوربین تا موصوع است.) در این نوع تدو.ین یکی از شروط اصلی برای انطباق دو نما تفاوت بزرگنمایی آنهاست به ویژه این تفاوت برای انطباق (Match ) از جنبه حفظ تداوم عمل باشد. برش انطباقی یا Match Cut که ماهیتا جلوه ای از تدوین گرافیکی به شمار می رود به عبارت دیگر برش انطباقی خود زیر مجموعه تدوین گرافیکی است زیرا هنگامی که شباهت گرافیکی و حرکتی موضوع از انتهای یک نما به ابتدای نمای بعد منتقل شود در واقع تدوین گرافیکی شکل گرفته است.
برنامه زنده برنامه ای است که بین تولید و پخش آن هیچ فاصله ای نیست و همزمان که تولید می شود پخش می گردد. نوع دیگر برنامه های زنده٫ برنامه های شبه زنده است به این معنا که برنامه ابتدا تولید می شود اما با فاصله نیم ساعت یا یک ساعت از تولید پخش آن آغاز می گردد. این گونه٬ برای برنامه هایی مفید است که زمان پخش آنها در ساعاتی است که انجام کار برای گروه تولید بسیار دشوار است و یا به عبارتی برای افراد دشوار است که در آن ساعت حاضر شوند مثلا ساعت ۲ بعد از نصف شب.
برنامه های زنده این امکان را به شما می دهد تا ارتباط دو طرفه یا تعاملی را با بینندگان برقرار کنید و آنها را در امر ارتباط دخیل نمایید چون از ابتدای به وجود آمدن تلویزیون تمام مسئله دست اندرکاران این بود که این ارتباط یک طرفه و کسالت آور که در رسانه ها وجود دارد را به نحوی دو طرفه نمایند. در گذشته نه چندان دور و شاید در حال حاضر در بعضی برنامه ها در برنامه های زنده این کار با یک خط تلفن صورت می گیرد که از بینندگان خواسته می شود که تا نظرات و یا انتقادات و یا سوالات خود را از مهمان برنامه از این طریق با عوامل برنامه در میان بگذارند . اما امروزه با پیشرفت تکنولوژی ٫عوامل سازنده به وسیله پیام کوتاه با بینندگان خود ارتباط برقرار می کنند بدین صورت که با گذاشتن یک مسابقه و دادن یک تلفن٫ از بینندگان می خواهند در مسابقه شرکت کنند( هر چند این کار در صدا وسیما به حد افراط خود رسیده است). اما مزایای این کار:
۱- حدس مقدار تقریبی تعداد بیننده هایی که با برنامه موافق هستند. چون این امر پدیرفته شده که کسانی که با برنامه موافقند در فرایند برنامه سازی مشارکت می جویند.
۲- آگاهی از میزان سواد و دانش بینندگان در مورد موضوع برنامه.
هر چند که بینندگان به دنبال جوایز هستند اما به طور ناخواسته در یک نظرسنجی ای که برنامه ساز در مورد میزان محبوبیت برنامه خود ترتیب داده شرکت جسته اند.
برنامه زنده این اطمینان را به بیننده می دهد که مدیریدت و یا گروههای فشار هیچ گونه دخالتی و دخل و تصرفی در فرآیند برنامه سازی و یا محتوای آن نداشته است. مثلا سخنرانی یک فرد ٫ که این شائبه پیش می آید که رسانه بر اساس سیاستهای خود بعضی از قسمتهای ناهمگون آن سخنرانی با سیاستهای خود را حذف و یا سانسور کرده است و بیننده به محض دیدن لوگوی برنامه زنده فارغ از هر گونه دخل و تصرف در محتوای برنامه به تماشای آن می نشیند.
یکی از مزیتهایی که رسانه تلویزیون به دیگر رسانه ها از قبیل فیلم داردحس واقعیت گرایی است که در این رسانه وجود دارد. واقعیت گرایی بدین ترتیب تعریف می شود که همزمان که برنامه ها در لحظه ای که پخش می شوند قابل در یافت اند.برنامه های زنده تلویزیون کمک شایانی به این حس می نماید.
تاریخ تلویزیون جدا از تاریخ برنامه های زنده نیست. زیرا در ابتدای به وجود آمدن تلویزیون به دلبل عدم پیشرفت تکنولوژیکی و صنعت برنامه ها عمدتا به صورت زنده پخش می شدند برنامه هایی که اکثر آنها به صورت فرمت رادیویی بودند.اما در زمان حال با توجه به این که ضبط تلویزیون (در صدا و سیما امپکس خوانده می شود) به وجود آمده این سوال پیش می آید که چرا تلویزیونها علاقه دارند که برنامه ها رابازهم به صورت زنده پخش نمایند؟
۱- در یک برنامه زنده بینندگان حوادث واقعی را همان طور که اتفاق می افتد تماشا می کنند . احساس آنها این است که از درون چشم دوربین همه چیز را می بینند و در این حالت بیننده با نوعی هیجان دلهره و انتظار؛حوادث پیش بینی نشده را تجربه می کند.
۲- دربرنامه تولیدی به علت این که تمام متغیرها تحت کنترل هستند و اشکالاتی که در زمان پخش برنامه زنده وجود دارد را با آنها مواجه نیستیم حس دلهره و اضطراب از بین می رود .
اگر تولید برنامه را به سه بخش پیش تولید ٫تولید و پس تولید تقسیم نماییم برنامه زنده دارا ی دو بخش تولید و پس تولید است یا به عبارتی بهتر باید بگویم که بخش تولید با پس تولید با هم ادغام می شوند. هنگامی که برنامه زنده در حال پخش است باید کارهایی از قبیل تدوین٫ صدا گذاری که در برنامه غیر زنده یا تولیدی در مرحله پس تولید انحام می شود در مرحله تولید انجام پذیرد که به همین منظور عوامل تولید بار بیشتری را بر دوش خود احساس می کنند. بهتر بگویم به همین دلیل برنامه زنده پیچیده ای که به دوراز هر گونه شکل و گرفتاری باشدنیاز مند سازماندهی منظم٫ کارگردانی اندیشمنددر گروه کاری ماهر و ورزنده است. هر میاله ای که در طول پخش برنامه پیش بیاید یا باید به نحوی رفع گردد و یا به سادگی پذیرفته و پخش گردد.
در برنامه زنده بر خلاف برنامه تولیدی ما نمی توانیم رج زدن ٫تعدد برداشتها و تعدد لوکیشنها داشته باشیم. اگثر برنامه های زنده برنامه های گفتگو محوری هستند که در استودیو یا در یک مکان باز شبیه استودیو اجرا می گردد.