۲۲- بیشتر نماهای فیلم های مونتاژ از قاب بندی متعارف با دوربینی که در ارتفاع سینه آدمی قرار گرفته و مستقیماً رو به موضوع دارد می پرهیزند و از زوایای پویاتری استفاده می کنند. نماهای سر بلایی که ساختمانها و آدمها را در برابر آسمان خالی جای می دهند و با این کار به آنها جلوه ای ترسناک و تهدید آمیز یا قهرمانی می بخشند.قاب بندیهای کج یا خارج از مرکز به تصاویر جلوه پویا می دهند. کارگردانهای مونتاژ همچنین علاقه داشتند خط افق را در قاب بسیار پایین بگیرند.
۲۳- چون بیشتر فیلم های شوروی با موقعیت های تاریخی و اجتماعی کار داشتند، برخی از عناصر میزان سن های آنها به سمت های واقع گرایی گرایش داشتند.
۲۴- کارگردانهای مونتاژ می دانستند که تنش دینامیک بین عناصر تنها به هم نشینی نماها مربوط نمی شود. این هم نشینی را با استفاده از....
برای دیدن ادامه یادداشت بر روی «ادامه مطلب» کلیک نمایید
۱۵- در حالی که هدف تدوین متداوم این بود که به توهم گذر هموار زمان در صحنه دامن بزند، برش به روش مونتاژ مناسبات زمانی همپوش یا دارای حذف زمانی خلق می کرد.
۱۶- فیلم پوتمکین درباره شورش ملوانانی است که به دست نیروهای تزار سرکوب می شود. در جایی از این فیلم یکی از ملوانان در حال شستن ظروف ناراحت می شود و بشقابی را که در دست دارد می شکند. این کار که در واقع یک لحظه بیشتر طول نمی کشد، به قدر ده نما گسترش یافته است. این گونه همپوشی نماها در خدمت تاکید بر ....
برای دیدن ادامه یادداشت بر روی ادامه مطلب کلیک نمایید.
۸- کنستراکتیویسم به در هم آمیزی حیرت انگیزی از طراحی گرافیک انتزاعی و کاربردی انجامید.
نقاشان معروف کنستراکتیویسم:کاسیمیر مالویچ، ال لیسیتسکی.
کارگردان معروف تئاتر: وسوالد میرهولد.
۹- اعتصاب نخستین فیلم مهم جنبش مونتاژ بود. آیزنشتین در ادامه کارش سه فیلم مهم دیگر به این سبک ساخت: رزم ناو پوتمکین، اکتبر (که نسخه کوتاه شده اش به ده روزی که دنیا را تکان داد نیز مشهور است) و کهنه و نو (که به نام خط مشی عمومی هم شناخته می شود).
۱۰- وسوالد پودوفکین کارگردان فیلم های مکانیک مغز و مادر و بوریس بارنت از ...
برای دیدن ادامه یادداشت بر روی«ادامه مطلب» کلیک نمایید.
۱- یکی از دلایل توفیق جنبش مونتاژ شوروی که در سال ۱۹۲۵ پا گرفت این بود که تعدادی از فیلم هایی که به این روش ساخته شدند توانستند در خارج از کشور فروش خوبی بکنند.
۲- در سالهای ۱۹۲۰ـ ۱۹۱۹ تعدادی معدودی فیلم در شوروی ساخته شد. بیشتر این فیلمها هم فیلم های خبری یا آگیتکی بودند، یعنی فیلمهای کوتاهی که به قصد تبلیغات سیاسی ساخته می شدند و دارای پیام ساده ای به نفع حکومت شوروری بودند.
۳- جلوه کولشوف بر اساس حذف نمای معرف و هدایت تماشاگر به سمتی است که خود از روی نماهایی که از عناصر گوناگون صحنه....
برای دیدن ادامه یادداشت بر روی«ادامه مطلب» کلیک نمایید.
* نام کامرشپیل Chamber Drama یا Kammerspiel (نمایش مجلسی به قیاس موسیقی مجلسی) از نام تئاتری گرفته شده که در سال ۱۹۰۶ توسط کارگردان مهم صحنه «ماکس راینهارت» افتتاح شد.
* فیلم های کامرشپیل روی چند شخصیت متمرکز بودند و بخرانی را که در روابط آنها پدید می آمید به دقت می کاوید. تاکید بر بازیهای طمانینه و احساس برانگیز وبازگفتن جزییات بود نه بیان افراطی عواطف تند. فضای فیلم های کامرشپیل ناشی از محل های کم شمار و تمرکز بر روان شناسی شخصیت ها بود تا صحنه های عظیم و پرزرق و برق. ممکن بود برخی از ریخت افتادگی های اکسپرسیونیستی در دکورها مشاهده شود، اما فیلم های کامرشپیل معمولاً پیرامون ملال اور را نشان می داد و از فانتزی و ذهنی گرایی فیلم های اکسپرسیونیستی دور بود.
* در میانه دهه ۱۹۲۰ گرایش تازه ای به نام «عینیت گرایی نو» جایگزین اکسپرسیونیسم شد.
* اوج تولید فیلم فیلم های اکسپرسیونیستی سال های ۱۹۲۴-۱۹۲۰ بود.در آخرین سال نهضت تنها دو فیلم تولید شد که هر دو از تولیدات اوفا بودند،فاوست ساخته مورنائو و متروپولیس به کارگردانی فریتس لانگ.
دو عامل مهم که به سقوط اکسپرسیونیسم کمک کرد:
۱- بودجه عظیم فیلم های اخیر(فاوست و مترو پولیس).
۲- عزیمت فیلمسازان اکسپرسیونیست به هالیوود.
* دلیل دیگری می توان برای سقوط جنبش اکسپرسیونیستی در سینمای آلمان ذکر کرد،....
برای دیدن ادامه یادداشت بر روی «ادامه مطلب» کلیک نمایید
* بعد از جنگ جهانی اول در آلمان ، سبکهایی که به راه افتادند به شرح زیر است:
ژانر فیلمهای پرزرق و برق، جنبش اکسپرسیونیسم آلمان و فیلمهای کامرشپیل.
* اکسپرسیونیسم در حوالی سال ۱۹۰۸ به عنوان سبکی متمایز در نقاشی و تئاتر شده بود. نقاشان امپرسیونیست فرانسه کوشیده بودند کیفیات گریزان نور را به چنگ آورند. در نقاشی اکسپرسیونیسم به فعالیتهای دو گروه باید بالید.گروه پل در سال ۱۹۰۶ تشکیل شد و اعضایش لودویک کیرشنر و اریش هکل بودند. در سال ۱۹۱۱، گروه سوار آبی تاسیس شد. فرانتس مارک و واسیلی کاندینسکی ازحامیان این گروه بودند. از دیگر هنرمندان اکسپرسیونیست:
اسکار کوکوشکا و لیونل فاینینگر.
* ویژگیهای نقاشان اکسپرسیونیست:
نقاشان اکسپرسیونیست به طور کلی از سایه روشنها و رنگهای ظریفی که به نقاشیهای رئالیستیاحساس حجم و عمق می بخشید دوری می کردند. در عوض از لکه های بزرگ رنگهای روشن و غیر واقع گرایانه و طرحهای کارتون مانند استفاده می کردند. چه بسا صورت آدمها کبود بود، یا تکراری ترین موتیف مارک گروهی از اسب های آبی بود.
* سر مشق استیلیراسیون در دکور و بازیگری تئاتر اکسپرسیونیستی بود.
* فیلمهای اکسپرسیونیستی فیلمهایی هستند که از نظر سبک میزانسن گرافیکی و از ریخت افتاده برگرفته از تئاتر اکسپرسیونیستی به...
برای دیدن ادامه یادداشت بر روی «ادامه مطلب» کلیک نمایید.
(توضیح: این مطلب هیچ ارتباطی با رویکرد وبلاگ ندارد. قسمتی از یادداشتهایی است که از کتاب تاریخ سینما برداشته بودم؛ بد ندیدم که در وبلاگ منشر شوند.)
* امپرسیونیست ها هنر رابه عنوان شکلی از بیان می دیدند که هنرمند به کمک آن دیدگاه شخصی خود را بیان می کند. محصول هنر، واقعیت نیست.
* هنر این احساسات را نه از راه گزاره های مستقیم بلکه از راه بیدار کردن آنها یا اشاره غیر مستقیم به آنها، بیان می کند. آثار هنری احساسات فرار یا امپرسیونهایی تولید می کنند.
* نظریه پردازان امپرسیونیست گاهی ادعا می کردند سینما ترکیبی از هنرهای دیگر است. همانند معماری، نقاشی، مجسمه سازی مناسبات مکانی تولید می کند اما در عین حال هنر زمانی نیز هم است چون کیفیات مکانی خود را با مناسبات زمانی ضرب آهنگین مشابه موسیقی، شعر و رقص تر کیب می کند.
* از طرف دیگر نظریه پردازان امپرسیونیست به سینما به مثابه رسانه ای مستقل نگاه می کردند که امکانات یکه ای به هنرمند عرضه می دارد. این ادعا برخی از فیلمسازان را به آنجا کشاند که تنها از ساخت فیلم به مثابه «سینمای ناب» طرفداری می کردند، فیلمهای انتزاعی که تمام توجه خود را بر شکلهای گرافیک و زمانی متمرکز می کردند و غالباً روایتی در کار نبود....
برای دیدن ادامه یادداشت بر روی «ادامه مطلب» کلیک نمایید.