« هنر فیلمبرداری، هنر نورپردازی است و نورها در صحنه به گونه ای باید فضا سازی را انجام دهند که نور بتواند، داستان را روایت کند»
(استفن.اچ.بوروم)
نور می تواند قسمتهای مهم صحنه را آشکار سازد و بر روی آنها تاکید نماید و هم چنین می تواند کلاً آنها را پنهان نماید. نور همچنین می تواند در موضوع دست کاری نماید و این کار را می تواند با دست کاری در بعضی شاخصه های مثبت موضوع انجام دهد و همچنین می تواند از اهمیت یا شاخصه های نیرومند یک موضوع کم نماید. نور همچنین می تواند یک دید کج و مخالف را بیان نماید. تمام کاربردهای بالای نور بستگی به این دارد که شما چگونه می خواهید از نور برای بیان مفهوم مورد نظر خود استفاده نمایید.
نور پایه و اساس تلویزیون است؛ در واقع بدون نور، تصویری در تلویزیون نخواهید داشت.فقط صدا خواهید داشت که آن استادانه در وسایل صوتی تحت کنترل در آمده است، نور باید به صورت ماهرانه در تلویزیون تحت کنترل در آید.
به تازگی یک تصویرـ به خصوص درHDTV/DTV ـ از لحاظ زیبایی شناسی ابعاد وحجم با فیلم برابری می نماید،که این برابری بر اساس اهمیت نورپردازی خلاقانه در تلویزیون به وجود امده است.اما، قبل از این که شما نور را تحت کنترل خود در آورید ، شما نیاز دارید که این سه مشخصه و ویژگی نور را بشناسید و سعی نمایید که....
برای دیدن ادامه یادداشت بر روی «ادامه مطلب »کلیک نمایید
در اخبار و یا کارهای مستند، مخاطبان به طور منطقی از شما انتظار دارند که آن چه اتفاق می افتد را به آنان نشان دهید بدون آن که دخل و تصرفی در واقعیت داشته باشید.(این به معنای نادیده گرفتن خلاقیت در روایت نمودن وقایع نیست). این در حالی است که در کارهای دراماتیک شما آزادی عمل بیشتر ی برای به کار بردن نیروی خلاقانه دارید. در واقع، در این نوع کارها، گذاشتن پایانی باز برای وقایع امری خوشایند و مطلوب به شمار می رود.
گاهی اوقات برای رسیدن به اثر دراماتیکی داستان، نیاز به این دارید که پایان داستان ان گونه باز بگذارید که مخاطب بر اساس داشته های قبلی ذهن خود ،پایان را حدس بزند؛ برای این کار شما با استفاده از هنر تدوین باید تعمداً جواب گره های داستان را عقب بیندازید.
برای مثال در انتهای فیلمOne Night Stand، مایک فیگز(نویسنده، کارگردان و تهیه کننده فیلم) بر روی دو زوج اصلی داستان متمرکز می شود اما به ما این اجازه را می دهد که بالاخره کی با کی ازدواج می کند. گفتگوهای فیلم و همچنین Two-Shot هایی راکه او به ما از یک مرد....
برای دیدن ادامه یادداشت بر روی «ادامه مطلب» کلیک نمایید.
نظریه بالا در سال ۱۹۱۵ گفته شده است و از آن موقع تاکنون تدوین یه عنوان یک هنر مهم در صنعت فیلمسازی مطرح گردیده است.
ساختار و محتوای یک برنامه به همراه ریتم کلی برنامه و شدت آن پایه و اساس تدوین را شکل می دهند.در این چند یادداشت ما بر روی ابعاد مختلف تدوین متمرکز خواهیم شد؛ ابتدائا اجازه دهید که از تدوین تداومی شروع نماییم.
تدوین تداومی برمی گردد به نحوه قرار گرفتن سکانسها در کنار هم تا یک واقعه را به طور کلی از ابتدا شرح دهد. با داشتن چند نمای معین، یک تدوینگر می تواند...
برای دیدن ادامه یادداشت بر روی«ادامه مطلب» کلیک نمایید