کتاب پویایی ارتباطات انسانی ،تالیف گیل ،ای ،مایرز ومیشله،تی،مایرز را حوا صابر آملی ترجمه نموده و دانشکده صدا و سیما در 404 صفحه آن را در سال 1383 منتشر نموده است.
مترجم در مقدمه خود آورده است:«این کتاب از جمله کتابهای درسی برجسته در حوزه ارتباطات است که براساس روان شناسی یادگیری و با رعایت هدفهای رفتاری نوشته شده است.»
این کتاب در یازده فصل به گونه ای تنظیم شده است که ابتدا مروری بر ارتباطات انسانی دارد ، سپس پیچیدگی های ارتباطات انسانی را مطرح می کند و سرانجام به سازماندهی و مدیریت تنش های ارتباطات میان فردی می پردازد.
فصل اول برخی نظرات معروف و جالب و مفید در حوزه ارتباطات انسانی یعنی نظرات مربوط به شیوه برقراری ارتباط میان فردی و اثرات آنها را مطرح می کند و با مروری کوتاه بر تاریخچه این علم حوزه مطالعاتی آن را مشخص می نماید.
فصل دوم نظرات مربوط به ادراک را مطرح می کند و با بیان مثالهای آشنا و توصیفی به این مطلب را که چگونه ارتباط تحت تاثیر تصورات و ادراکات انسان قرار می گیرد می پردازد. بر این نکته که جهان اطراف پویا است و ایستا نیست تاکید دارد.
فصل سوم و چهارم به چگونگی ایجاد و رشد و حفظ مفهوم خود می پردازد . روشهای گوناگونی که افراد نسبت به دیدگاههای دیگران پاسخ می دهندرا مطرح می کند و برای این نکته که چگونه انتخاب یک روش ارتباطی (به ویژه روش توافق) در ارتباطات میان فردی می تواند برای تنظیم تصور از خود افراد موثر باشد تاکید دارد.
فصل پنجم نیازها،ارزشها و باورها و میزان تاثیر و پشتیبانی آنها را در ارتباطات میان فردی توضیح می دهد و با بیان تاریخچه تئوریها و نظرات اثرات آنها را بر نظرات جدید ارزیابی می کند و برمیزان تاثیر نظرات جدید بر روابط بحث می کند.
فصل ششم به فرآیند گوش دادن به عنوان یک رفتار مهم و ریشه ای و اصلی در ارتباط می پردازد. به محدودیتهای عادتی در گوش دادن اشاره می کند و برای فایق آمدن بر مشکل عمل گوش کردن راه حلهایی را پیشنهاد می دهد. گوش دادن را در چهار طبقه دسته بندی می کند که فقط در این کتاب آمده است و مباحث جدید و مهمی را در رفتار گوش دادن مطرح کرده است.
فصول هفتم و هشتم و نهم به چگونگی پیوند بین ارتباطات انسانی و زبان ، معنا و نظامهای غیر زبانی همچون سکوت و علایم غیر کلامی می پردازد. به قدرت زبان در ایجاد یا عدم ایجاد ارتباط اشاره دارد . نگرشهای مختلف را در مورد چگونگی استفاده از زبان بیان می دارد تحلیلهای اراه شده در استفاده بجا و پرهیز از استفاده نا بجا از زبان در ارتباطات انسانی موثر بسیار کارا خواهد بود.
فصل دهم به برسی اعتماد ، روابط و نقشهایی که افراد در جهت ایجادرابطه و اعتماد سازی ایفا می کنند می پردازد. ضمن تاکید بر روابط شخصی که صمیمانه و دوستانه هستند بر روابط میان فردی افراد که از صمیمت کمتری برخوردار است نیز تاکید دارد و به مطالعه و بررسی روابط میان فردی بین افراد خانواده ، گروه دوستان، همکاران می پردازد. اهمیت مطالعه کنشهای متقابل میان فرهنگی و بین المللی را خاطر نشان می سازد.
فصل یازده روشهایی را در مواجه با برخوردها و درگیریهای میان فردی پیشنهاد می کند. مباحثی در حوزه مدیریت و کنترل انواع برخوردها ارایه می کند. و کاربرد پیش فرست و پس فرست(باز خور)و خود گشودگی تنشهایی که احتمالا در تعاملات ارتباطی پیش می آید را به بحث می گذارد.
این کتاب با قیمت 3500 تومان در دسترس علاقه مندان می باشد.
برنامه زنده، برنامه مستند محض
زنده بودن برنامه ها در تلویزیون ، حس مستند بودن برنامه را تقویت می کند.در برنامه زنده یک واقعه ای در حال اتفاق افتادن است و به هیچ عنوان برنامه ساز دخل و تصرفی در آن واقعه ندارد و احساس خود را شریک نمی کند. این که برنامه ساز شاهد است نه بازیگر به این معنا است به این که در به وجود آوردن آن شریک نیست(در برگزاری یک مراسمی که به طور مستقیم از تلویزیون پخش می شود مانند برگزاری یک مسابقه فوتبال) یا اگر هم شریک باشد در کنترل نمودن آن نقشی ندارد؛ مثلا در یک برنامه گفتگو محور ، در دعوت مهمانان نقش دارد و شریک است و تاثیر گذار است اما این که به مهمانان خط دهد و نظر آنها را در حمایت از یک جریان خاص مورد نظر خود برگرداند نقشی ندارد.
اگر بتوانیم ژانر مستند را به مستند محض ، بازسازی، آرشیوی و...تقسیم نماییم با تعریفی که در بالا داشتیم می توانیم برنامه های زنده را برنامه های مستند محض مساوی بدانیم.در مستند محض ، مستند ساز هیچ نقشی در شکل گیری وقایع ندارد و تنها به عنوان شاهد در ماجرا عمل می کند و به عبارتی دیگر ماجرا به انتظار مستند ساز نمی نشیند تا به مانند فیلمهای داستانی تمام عناصر سازنده فیلم از قبیل نور ، صدا و... را در اختیار خود بگیرد و آنها را کنترل نماید و بعضی از عوامل به گونه ای است که کنترل نمودن انها از حوزه اختیارات مستند ساز خارج هستند. این شباهت در برنامه زنده هم تا حدودی وجود دارد.یعنی تکنیکی که در این ژانر تلویزیونی به کار می رود تکنیک مستند است هر چند که این نوع برنامه ها از برنامه های مستند سرگرم کننده تر هستند. در برنامه زنده می توان با یک پیش تولید قوی و منسجم ، بعضی از عناصری که در ساخت برنامه به کار می رود را تحت کنترل خود در آورد ،زیرا عملا برنامه های زنده – به غیر از گزارشهای خبری- با سه دوربین و یا بیشتر ضبط و پخش می شوند و این امر باعث می شود تا تیم تولید ساعاتی قبل از شروع برنامه در محل حاضر شوند و عناصر مختلفی چون نور، صدا و ... را تحت کنترل خود داشته باشند وآماده باشند. مثلا در یک مسابقه فوتبال در یک ورزشگاه ، تیم برنامه سازساعاتی قبل از شروع برنامه آماده هستند تا این مسابقه را به صورت زنده تقدیم علاقه مندان نمایند؛ وعوامل سعی می کنند بهترین نقطه را برای استقرار دوربینها و میکروفنها و عوامل خود تعیین کنند تا هر چه بهتر مسابقه را ضبط نمایند اما با شروع مسابقه دیگر گروه برنامه ساز نمی تواند در به کنترل گرفتن مسابقه کاری انجام دهد مثلادر اواسط مسابقه اگر دوربینی از کار بیفتد گروه برنامه ساز نمی تواند به بازیکنان دستور دهد که بازی را متوقف کنند تا آنها آن دوربین را تعویض نمایند واین مسیر مسابقه فوتبال است که تیم برنامه ساز را باخود همراه می نماید. به بیان دیگر گروه برنامه ساز تا شروع مسابقه تمام عوامل را می تواند کنترل نماید اما با شروع مسابقه و برنامه دیگر نمی تواند کنترلی بر برنامه داشته باشد و به همان ترتیب این ماجرا است که آنها را با خود می برد نه آنها ماجرا را. و بدین ترتیب دمکراسی در تلویزیون به وسیله مستند آغاز شده است نه با مشارکت بیننده در سراسر برنامه به وسیله ای میل،تلفن و یا نظر سنجی.
ارتباط زنده ، ارتباطی دو سویه
از گذشته پژوهشگران ارتباط انسانی را فرآیندی می دانستند که حداقل سه عنصر دارد:
1- فردی که پیام را می فرستد(فرستنده پیام).
2- فردی که پیام را دریافت می کند(گیرنده پیام).
3- پیامی که بین آن دو رد و بدل می شود(پیام).
«هر چند که این الگو با الگوی مک لوهان که رسانه را در فرآیند دخیل می داند منافات دارد.»(مایرز،گیل،ای و میشله تی،1383،ص34).
عمل ارتباط می تواند به گو نه های مختلف شکل گیرد و دسته بندیهای مختلفی را می توان برای آن شکل داد؛ اما ما در اینجا ، ارتباط را به یک سویه و دو سویه و تعاملی تقسیم می کنیم .
ارتباط یک سویه به مانند پرتاب یک تیر و کمان به سوی هدف است. در این عمل هدف نشانه گرفته می شود و احتمالا به یکی از حلقه های رنگین صفحه هدف اصابت می کند ولی به نقطه مرکزی آن برخورد نمی کند . اشکالاتی که در این عمل ارتباط می توان متصور شد:
1- «اندیشه فرد تیر انداز است که تصور می کند اگر چشم و بازوها هماهنگی بیشتری می داشتند تیر مستقیما به هدف برخورد می کرد و همه چیز به نفع او تمام می شد.»(مایرز،گیل ،ای ومیشله ،تی،1383،ص35).
2- «براساس نظریه تزریقی، پیام را می توان به نحوی تجویز کرد که بتوان در قلب و ذهن افراد نفوذ کند و آن رفتار که مورد نظر است را در مخاطبان به وجود آورد. در بین عناصر ارتباط تکیه بر پیام است. مخاطب منفعل است و فرستنده همه کاره است. به عبارت دیگر " طرفین در بحث شرکت ندارند."» (مهدیزاده،سید محمد،1381،ص48).
رسانه های دیگر مثل روزنامه، سینما دچار چنین ارتباطی هستند(رسانه های گرم)؛ اما رسانه تلویزیون(رسانه سرد) توانسته خود را از این ارتباط رهایی بخشد و گیرنده را در امر ارتباط دخیل سازد؛ در این میان برنامه های زنده توانسته بهترین نقش را داشته باشند. در این فرآیند ارتباط، بیننده می تواند با فرستنده پیام ارتباط دو سویه برقرار نماید . ارتباط دو سویه به مسابقه تنیس روی میز شباهت دارد. در این دیدگاه، چیزی گفته می شود و در مقابل پاسخی عرضه می گردد . و این عمل چندین بار در فرآیند ارتباط تکرار می شود. همان طور که در بازی تنیس روی میز توپ به نوبت توسط بازیگران دو سوی میز رد و بدل می شود و در این دیدگاه نیز افراد به نوبت درگیر به نوبت نقش فرستنده و گیرنده را ایفا می کنند.اگر بخواهیم مثالی برای این ارتباط در برنامه های مورد مطالعه بیاوریم ، می توانیم «نود» را به عنوان شاهد آورد. در این برنامه ، فرستنده (نود) از مخاطب می خواهد از همان روشی که او برای مخاطب تعیین کرده با او ارتباط برقرار نمایند و مخاطب باید پاسخی که او (فرستنده) مورد نظرش است را بفرستد تا مخاطب را در فرآیند مسابقه -که اغلب اوقات است- شرکت دهند. در حالی که این اشکال که به این دیدگاه وارد است:
« محدود به رابطه خطی و مجرد علی و معلولی است. در حالی که در ارتباط میان فردی، ارتباط از نوع تعاملی است نه دو سویه. یعنی ارتباطمان وابسته و یا واکنش به محرکی نیست بلکه برمبنای تعامل و تعادل است و این که در ارتباط میان فردی نمی توان افراد را به رفت و برگشت توپ در بازی تنیس روی میز ، محرک وپاسخ ، پرتاب و بازتاب ، عمل و عکس العمل ، یکسان دانست.» (مایرز،گیل، ای و میشله،تی،1383،ص35).
«در ارتباط تعاملی ، طرفین ارتباط فعال هستند،البته نه به یک اندازه. این امکان برای طرفین درگیر در ارتباط میان فردی بیشتر ، و برای گیرندگان پیام در ارتباط جمعی کمتر است. هر دو طرف ارتباط در یک تعامل کارکردی قرار دارند و این تعامل نیازی را مرتفع می کند که مایه خرسندی می شود و کم وبیش اطلاعاتی بین آن دو مبادله می شود. » (مایرز،گیل، ای و میشله،تی،1383،ص37 و 38).
منابع:
1- مایرز،گیل،ای و میشله ،تی، پویایی ارتباطات انسانی، ترجمه: حوا صابر آملی،تهران ، دانشکده صدا وسیما،1383.
2- مهدیزاده، سید محمد ،جزوه درس نظریه های ارتباط جمعی،تهران، دانشگاه علامه طباطبایی(دانشکده علوم ارتباطات)،1381
یکی از بدبختهای روزنامه نگاران ومجریان این است که مصاحبه شونده های حرفه ای اغلب به طریقی یاد گرفته اند ، که چگونه از زیر بار پاسخ دادن به برخی پرسشها شانه خالی کنند . در آخر، این خود هنری است که بتوانیم آن چه را نمی خواهیم دیگران بدانند ، پنهان کنیم. سیمون دوبووآر این نکته را در جمله ای جنین نوشته است: «گاه گفتار چیزی جز انعکاس خاموشی نیست.»
حال اگر مصاحبه را یک فرآیند تعاملی در نظر بگیریم که در آن فرد مصاحبه کننده و فرد مصاحبه شونده هر دو درگیر مکالمه ای هستند ، آنگاه می توان برای هر یک از این دو نفر وظایفی را تعیین کرد و برشمرد. اما باید دانست که این وظایف به گونه ای عینی تعیین نمی شوند، بلکه با رویکرد ما به فرآیند مصاحبه وابستگی تنگاتنگی دارند. به این معنی که مصاحبه کننده در رویکرد سنتی و ایستا وظایفی به کلی متفاوت از مصاحبه کننده در رویکرد پویا و خلاق دارد.
«در رویکردهای سنتی تر به مصاحبه، این اصل مسلم فرض شده است که فرد مصاحبه کننده مصاحبه را به دست داشته باشد تا جریان مصاحبه از روال مورد نظر فرد مصاحبه شونده خارج شود و در نهایت مصاحبه از معیارها و ملاکهای سنتی پیروی کند. در این شیوه شما باید مخاطب خود را به حرف بکشید و تا می توانید از او اطلاعات استخراج کنید. پرسیدن پرسش صحیح و بجا در اینجا اهمیت زیادی دارد، زیرا این اصل مفروض است که اگر پرسش درست نداشته باشید؛ به پاسخ درست هم نمی رسید. در این شیوه ، مصاحبه مجرای انتقال اطلاعات از فردی به فرد دیگر است. جایگاه آن اطلاعات هم از پیش، در ذهن فرد مصاحبه شونده یا مخاطب شما است. شما فقط باید این کار را باید خوب انجام دهید، پرسش صحیح و بجا بپرسید تا آن اطلاعات را بیرون بکشید. نباید تصور شود که این گونه مصاحبه ها همیشه رسمی هستند؛ بلکه می توان از این شیوه سنتی حتی برای صحبت درباره زندگی خصوصی افراد استفاده کرد، تنها به این شرط که همه چیز در آن از قبل تعیین شده و نظام مند باشد.
اما با آغاز دهه 1980 بسیلری از جامعه شناسان از جمله چارلز بریگز(1986) این شیوه مصاحبه را مورد تردید قرار دادند. بریگز معتفد بود که مصاحبه ابزار نیست؛ بلکه عامل شکل دهنده به مضمونی است که قرار است گفته شود. در واقع اطلاعات و معانی در جریان مصاحبه ساخته و خلق می شوند و نه اینکه از قبل وجود داشته باشند. افراد درگیر در مصاحبه انبار اطلاعات نیستند و نباید آنها را اینگونه فرض کرد بلکه آنها سازنده اطلاعات هستند.
بنابراین می توان گفت که ما با دو نوع مصاحبه سر وکار داریم ، یکی گونه ای ایستا و قالب بندی شده و دیگری گونه ای پویا که برعکس اولی اصلا چهارچوب خاصی ندارد. » (مهرابی، معصومه،ص25و26).
« در مصاحبه پویا این مصاحبه شونده است که موضوعات را پیش می کشد . او فعالانه موضوع - معنی- را می سازد، خلق می کند و دوباره طرح می کند . کاملا واضح است که مصاحبه کننده پیش از مصاحبه با مصاحبه شونده صحبت نکرده است و طرح سوالی نریخته است. این ویژگی حالت خودجوشی به مصاحبه می بخشد و آنرا جذاب تر می کند. مصاحبه کننده سوالات خود را بر اساس آخرین اظهارات مصاحبه شونده می پرسد. او پی گیر مسئله است . او به مصاحبه شونده فرصت مناسب می دهد تا جملات خود را کامل کند،از موضوعی به موضوع دیگر برود و اصلا سعی در کنترل او ندارد. مصاحبه کننده ، مصاحبه شونده را آزاد می گذارد تا خلاقانه به معنی سازی و انتقال اطلاعات بپردازد. او به محض اینکه مصاحبه شونده پاسخ سوالی را داد سوال دیگری نمی پرسد. فاصله مکثها از جانب مصاحبه کننده زیاد است تا او بیشتر به مصاحبه شونده امکان معنی سازی بدهد.» ( مهرابی، معصومه،1382،ص29)
اگر مصاحبه را به معنای دیدار و یا ملاقات کردن بدانیم؛ پس می توان گفت که یکی از وظایف مجریان انجام مصاحبه است. مصاحبه به هر فن و شیوه ای که اجرا شود دارای هدف است؛ اهدافی چون سرگرمی مخاطب، سوال و جواب درباره یک موضوع خاص و یا به چالش کشاندن یک دیدگاه.
گزارش خارج از استودیو، گفت و شنود تلفنی، گفتگو با صاحب نظران یا کارشناسان در داخل استودیو از انواع مصاحبه های سنتی به شمار می رود. نقش فرد مصاحبه کننده در سطوح اجرا و آماده سازی مصاحبه نقش بسیار مهمی است؛که یکی از وظایف اصلی مجریان است؛ بنابر این شما باید آگاهی کامل داشته باشید که « با چه کسی مصاحبه می کنید »،« چرا با او صحبت می کنید » و« درباره چه چیزی صحبت می کنید ».
اما شما فقط در صورتی به این آگاهی ها می رسید که برای آماده سازی کامل زمان کافی اختصاص دهید. فراموش نکنید که آمادگی مصاحبه گر در واقع این امکان را برای او فراهم می آورد که توجه خویش را بر روی آنچه که مورد علاقه مخاطب است یا نیاز دارد که بداند ،متمرکز کند . یک مصاحبه کننده آماده همچنین قادر خواهد بود در صورتی که مصاحبه شونده نسبت به گفتن حقیقت عصبی و نگران باشد ، با انتقال حس اعتماد به نفس به او و دنبال نمودن کنجکاوانه مسئله به وی آرامش بخشد .
به علاو ه اگر مصاحبه کننده به طور کامل آماده نباشد نمی تواند به انداره کافی مطمئن ،علاقه مند و با اعتماد به نفس باشد و به جای تشویق مصاحبه شونده ، به صحبت کردن ، مدام از فقر اطلاعات خود در عذاب است و مطمئن نیست که چه اطلاعاتی و در چه حجم باید ارائه شود . یک مصاحبه کننده آماده باید حقایق و اطلاعات را از قبل جمع آوری کند تا بتواند سوالات مناسبی بپرسد. اما یک مصاحبه کننده نا آماده و بدون اطلاعات از هدایت مصاحبه در مسیر درست ناتوان است. مصاحبه کننده آماده از مصاحبه به عنوان فرصتی برای دستیابی به حقایق استفاده می کند و اجازه نمی دهد مصاحبه شونده، برای به رخ کشیدن قابلیت های خود ، مصاحبه را دستاویز خویش قرار دهد. اما فارغ از مقوله (تحقیق و جمع آوری اطلاعات ) ، مصاحبه کننده باید همیشه به یاد داشته باشد که چه کسی کارشناس (مصاحبه شونده ) و چه کسی یادگیرنده (مصاحبه کننده) است ؛ زیرا مخاطب ، مایل است به صحبت کارشناس گوش دهد و نه مصاحبه کننده.
ساختار مصاحبه
اگر چه مصاحبه از ساختار پرسش و پاسخ تبعبت می کند اما مثل هر سخنرانی خوب و آماده شده ای باید شامل،مقدمه، بدنه اصلی گفتگو با ارائه اطلاعات و نتیجه گیری یا خلاصه باشد.
مقدمه
در چهارچوب کلی برنامه سازی، مصاحبه بیشتر جزیی مستقل و جدا در ساختار کلی برنامه حساب می آید . مصاحبه بیشتر اوقات به موضوع خاصی می پردازد، با اینکه محدوده یک موضوع، به مطلبی خاص توجه می کند که با آنچه که شنونده قبلا در باره آن موضوع شنیده است، متفاوت است.
بنابراین ، درگام نخست باید توجه مخاطب را به این حقیقت جلب کرد که آنچه قرار است بشنود اطلاعاتی جدید و دقیق از یک موضوع متفاوت و یا اطلاعاتی مفصلتر از مطلبی خاص ، در محدوده همان موضوع خواهد بود.
اما چون مخاطب، باید یک بار گوش دادن آنچه را گفته می شود ، درک و جذب کند.پس«مقدمه» مصاحبه برای جلب توجه مخاطب از اهمیت خاصی برخوردار خواهد بود. بدین قرار«مقدمه» مصاحبه باید واضح و مختصر به مخاطب توضیح دهد که اولا، هدف یا دلیل مصاحبه چیست و ثانیا ، با چه کسی مصاحبه می شود . ثالثا مصاحبه شونده از چه تواناییها و تجربیاتی برخوردار است که به گفته های او اعتبار می دهد.
پیشنهاد می شود در صورت امکان ، مقدمه از قبل به صورت کتبی آماده و از سوی مجری ارایه شود تا مصاحبه به سرعت و با اشاره به نکته های اصلی شروع شود. این موضوع باعث می گردد که مخاطب برای آنچه که می شنود و می بیند اعتبار بیشتری قایل شود.
مقدمه دارای دو ویژگی مهم دیگر نیز دارد:
اول:کوتاه و مختصر است و این امکان را برای مخاطب فراهم می آورد تا آنچه را که گفته می شود گوش دهد ، بفهمد وجذب کند.
دوم: مقدمه ای که با اولین پرسش آغاز می شود ، باعث می گردد که مصاحبه با اولین جواب مهم از سوی مصاحبه شونده پی گیری شود. بدین ترتیب پیش از پرداختن به اطلاعاتی که شنونده نیاز دارد و یا می خواهد بداند،هیچ وقتی تلف نمی شود.
اگر مقدمه خوب باشد،حرکت اولیه مصاحبه به خوبی انجام می شود. اما گاهی اوقات ممکن است خواندن مقدمه از سوی مجری ، با سبک برنامه همخوانی نداشته باشد.
بعضی از بهترین مصاحبه ها زمانی انجام می شوند که بدون اطلاع قبلی شخص که به طور اتفاقی در دسترس مصاحبه کننده قرار می گیرد، سو.ال می شوند. در چنین شرایطی ، مصاحبه کننده اگر مصاحبه شونده را نمی شناسد ، باید از او درباره خودش سوال کند .( این که چه کسی است و چه صلاحیتها و تخصصهایی داردکه به گفته هایش اعتبار می بخشد). اگر راجع به این اطلاعات مطمئن نیستید و قبل از روی آنتن رفتن، زمان کافی در اختیار دارید ، دوباره به کمک مصاحبه شونده اطلاعات را بررسی کنید.
چنانچه در مقدمه، مطلب نادرستی گفته شود که مصاحبه شونده پیش از پاسخ به اولین پرسش مجبور شودبگوید :« پیش از آنکه سوالتان را پاسخ دهم ، باید گفته شما را تصحیح کنم» این موضوع خیلی سریع اعتبار مصاحبه کننده را خدشه دار می کند.
بدنه اصلی
«بدنه اصلی»، بخشی از مصاحبه است که اغلب اطلاعات مهم را نه فقط به صورت اخبار و آمار، بلکه به هر شکل ممکن و مناسبی ارایه می دهد،برخی از این روشها عبارتند از:
بیان توضیحات، ارایه دلایل، تشریح یا تفسیر، بسط و گسترش بیانات قبلی، نمایش عکس العملها و احساسات و... .افزون بر اینها باید توجه داشت که اطلاعات مورد نظر نه تنها در پاسخ پرسشهای موشکافانه، دقیق و ازقبل طراحی شده مطرح می شوند، بلکه گاهی از طریق پاسخهای واکنشی و خود به خودی مصاحبه شونده نیز به میان می آیند و این بدنه اصلی مصاحبه است که مصاحبه شونده را به صحبت کردن تشویق ،ترغیب و یا مجبور می نماید.
در طول مدت انجام مصاحبه ، مصاحبه کننده باید هدف مصاحبه را در ذهن داشته باشد و به ویژه در ابتدا ، پرسشهای مهم تر را بپرسد تا به اطلاعات اصلی و ضروری تر دست یابد. اهمیت مطرح کردن سوالهای مهم تر در آغاز مصاحبه به حدی است که می توان توصیه کرد :«مهمترین سوال را ابتدا بپرسید و بعد اگر فرصت داشتید، سوالهای دیگر را مطرح کنید.»
نتیجه گیری یا خلاصه
این قسمت از مصاحبه نیاز چندانی به توضیح ندارد . بخش پایانی ، فرصت خوبی ، هم برای مصاحبه شونده و هم برای مصاحبه کننده فراهم می آورد، فرصتی است برای مصاحبه شونده، تا نتیجه گیری لازم را انجام دهدو برای مصاحبه کننده، تا موارد بحث شده را جمع بندی نماید. اما ضرورت جمع بندی و نتیجه گیری ، از آن جهت است که در درک نکات اصلی به شنونده کمک می کند و یک مصاحبه کننده خوب ، می داند که چه موقع باید نتیجه گیری کند، یا خلاصه مصاحبه را بیان نماید تا مصاحبه جذابیتش را از دست ندهد.
پر سش- ابزار مصاحبه کننده
پرسشها ابزار مصاحبه کننده هستند که به وسیله آن ،مصاحبه را شکل داده و تداوم می بخشد. همان طور که یک جنگلبان برای انداختن یک درخت، به اره یا تبر نیاز دارد. یک مصاحبه کننده هم برای انجام دادن کارش به ابزارنیاز دارد؛ ابزار او، این سوالات او هستند.
در واقع، طرح سوالات مناسب ، ضمن کمک کردن به حفظ تمرکز مصاحبه بر محور اصلی مورد نظر، موجب حذف سوالات پراکنده و بی ارزش می شود. بنابراین، برای تعیین اینکه چه پرسشهایی برای مصاحبه قابل قبول هستند (یا باید حذف شوند) باید از پیش ، درباره آنها فکر شود و در حین اندیشیدن ، آنها روی کاغذ آورده شود. با درنظر گرفتن پاسخ احتمالی به یک سوال ، می توان پرسشهای منطقی بعدی را حدس زد و از این راه ، ترتیب منطقی پرسشها و پاسخها را پیش بینی کرده و روند مصاحبه را در جهتی که مصاحبه کننده مایل است هدایت کند. هدایت مصاحبه شونده در جهتی که مورد نظر ماست ، کاری ظریف و هنرمندانه است. اما اگر سوالات ، بدون ملاحظه و بررسی دقیق تاثیرات آن پرسیده شود، این ظرافت و پاسخ هایی که در جستجوی آن هستید به راحتی از دست خواهد رفت.
انجام مصاحبه بر اساس پرسشهای از پیش نوشته شده و برخوردار از ترتیب منطقی، تنها بخشی از آمادگی مصاحبه کننده به شمار می رود.
و اما چند راهنمایی برای مجریان به منظور اجرای بهتر مصاحبه:
"- مجریان باید هر قدر که می توانند درباره موضوع اطلاعات جمع نمایند.پرونده های روزنامه ها را بخوانند و در اینترنت به دنبال سوابق موضوع باشند. قبل از شروع مصاحبه باید اطلاعاتی از قبیل نام کامل، عنوان فرد مصاحبه شونده،تاریخها و واقعیتهای قطعی مورد نیاز را مطالعه کنندو بدانند." (فلمینگ، کارول ،1384،ص166).
"- با دقت راجع به سوابق کاری ، موفقیتها، نگرشها، عقاید و دیدگاههای مهمان برنامه تحقیق کنید و اطلاعات به دست آورید.
- هر جا که مناسب ولازم بود موارد بررسی را محدود کنید تا بتوانید درباره آنها عمقی بحث نمایید.
- ساختار شروع و پایان مصاحبه را بنویسید و برای خود یادداشت بردارید.
- برای شروع مصاحبه چند سوال اولیه را برنامه ریزی کنید. تا فاصله زمانی آزاردهنده ابتدایی بحث بین مصاحبه کننده و مصاحبه شونده پر شود." (هاید، استوارت، 1382،ص148).
"- نخستین سوال باید کاملا کلی و عمقی و مفهومی باشد تا مصاحبه شونده احساس راحتی کند و سوالات سخت و موشکافانه باید در اواخر مصاحبه طرح شوند . یعنی زمانی که اگر مصاحبه شونده از پاسخ دادن امتناع کرد ، شما چیزی روی نوار ضبط کرده باشید وهنوز هم زمان کافی برای سوالات تکمیلی داشته باشید.
- پیشینه و صلاحیتهای مصاحبه شونده را در همان ابتدا بگویید.
- به خاطر داشته باشید که مهمان برنامه شما حرفه ای و متخصص و برجسته است؛ بنابراین مصاحبه شما نباید آمرانه و گستاخانه باشد و همواره مودب باشید.
- در همان ابتدای مصاحبه اهمیت موضوع را مشخص و تبیین کنید.
- درباره موضوع مصاحبه با مهمان گفتگو کنید و مصاحبه را به جلسه پرسش و پاسخ محدود نکنید.
- درخلال مصاحبه با دقت به جوابهای مهمان گوش دهید وبا علاقه مندی عکس العمل نشان دهید.
- روی جوابهای مهم تاکید و آنها رابرجسته نمایید.
- سعی کنید علاقه اصلی مهمان برنامه را جویا شوید .
- کنترل مصاحبه را دست داشته باشید.
- از یک موضوع به موضوع دیگری بروید.
- هر بار بیش از یک سوال مطرح نکنیدو هر سوال باید فقط با یک یک مفهوم سر وکار داشته باشد.
- گنجاندن بیش از یک نکته در هر سوال یعنی این که به یک نکته پاسخ داده نخواهد شد.
- سوالاتی که جوابشان بله یا خیر است نپرسید.
- به سوالاتی که می پرسید خودتان جواب ندهید.
- در سوال کردن از اصطلاحات فنی و تخصصی بپرهیزید.
- از سوالات واضح بپرهیزید.
- هیچ وقت برنامه را با جمله " خوب وقت ما رو به انجام است"، یا" وقت ما تمام شده" به پایان نبرید .
- قبل از نتیجه گیری از مهمان تشکر کنید.
- از او بپرسید آیا می خواهد نکته ای را اضافه کند." (مهرابی، معصومه،1382،ص27و28).
برخی اعتقاد دارند که مصاحبه کردن کار بسیار آسانی است ، و چیزی نیست جز یک گفت و گوی دو نفره زنده که خوب پرداخته شده است ، در این بین یک نفر از شرکت کننده ها در مصاحبه کمتر از دیگری حرف می زند ، و گفته های دیگری را می شنود. مصاحبه گرفتن به عنوان یک شغل ، نه تنها باعث می شود تا انسان از نظر حرفه ای اقناع شود ، بلکه لذتی شخصی و فردی را نیز موجب می شود؛ چون مصاحبه گرفتن به انسان انبوهی از معلومات در مورد مسائل مختلف می دهد. وی را به شناخت بیشتر و بهتر مردمان رهنمون می نماید و علاوه بر آن سبب می شود تا شخص، خود را نیز در تعامل با جهان بشناسد.
"واژه Interviewترجمه لفظ به لفظ کلمه فرانسوی Entrevue است؛ آمریکاییها این ژانر را توسعه دادند و سپس کلمه Interview و فعل آنInterview To رواج عام یافت. روزنامه نگاران در کشورهای فرانسوی زبان ، این ژانر را به وام گرفتند و از آن استفاده کردند. همچنین از واژهInterview نیز استفاده کردند و رفته رفته معنایی فنی و امروزی به آن بخشیدند." (سووه، کلود، ص36).
مصاحبه یک شیوه بیانی است برای کسی که نقشی اجتماعی بر عهده دارد. تلویزیون ار تلفن به عنوان سخن گاهی مناسب بهره می گیرد و به خوبی خود را با تواناییها و امکانات و همچنین کاستیها و آن وفق داده است و با استفاده از این وسیله بیننده ها از شیوه پرسش و پاسخ به خوبی در برنامه ها استفاده می کنند. از این گذشته از مصاحبه در همه نوع برنامه سازی استفاده می شود؛ مجله، برنامه های مستند ، گزارشهای ورزشی و... . استفاده از این شکل ارتباط و مکالمه دیگر گریز ناپذیر است. این نکته را بپذیریم که همه ما واقعیتهای مهم زندگی و دوران خود را از راه پرسش و پاسخ با شخصی دیگر دریافت کرده ایم؛ این نکته قدرت و تاثیری به مصاحبه کننده می بخشد. بدین ترتیب مصاحبه به رسمی ارتباطی بدل شده است که اهداف گوناگونی را دنبال می کند.
نقش و شغل مصاحبه کننده
" اصطلاح مصاحبه کننده، به ویژه در رادیو وتلویزیون تنها مبین نقش لحظه ای نیست که منحصر به زمانی باشد که مصاحبه انحام می شود. هر فرد در نقش مصاحبه کننده ممکن است محبوبیتی داشته باشد ، مشروط به اینکه نقش خود را ( یعنی رساننده ماجرای وقایع به عموم مخاطبان) به خوبی بازی کند و فراموش نکند که مخاطب او در مورد مصاحبه شونده ها چه چیزهایی را دوست دارد، بداند. همچنین باید بداند که در رساندن وقایع به گوش مخاطبان نقش خنثی دارد ( یعنی عقاید و احساسات خود را دخالتی ندهد)، تا موجب وارد شدن شوک بر جمعی از مخاطبان خود نشود. بالاخره او باید سرسخت و یک دنده باشد و برای دانستن همه چیز در مورد مهمان خویش اصرار بر پرسیدن سوالات داشته باشد و نگذارد که مصاحبه شونده تنها در مورد مسائلی مشترک و کلی سخن بگوید و نیز نباید اجازه دهد که مصاحبه شونده رشته کلام را به دست گیرد و هر چه خواست بگوید، بلکه باید در برابر گفته های او واکنش نشان دهد. واکنش های او باید روزنامه نگارانه یعنی چالش برانگیز باشد، قصورات را یادآوری کند ، دروغ ها رابر ملا سازد . مصاحبه گر نباید فراموش کند که نه قانون گذار است و نه حامی یتیمان و پیر زنان . پیشه او بسیار فروتنانه و جایگاهش سخت دلپذیر است." ( سووه،کلود،ص40 و41).
در یک مصاحبه ، نقش ها به نحوی دیگر تعریف شده اند ، مصاحبه کننده می کوشد مصاحبه شونده را به مصاحبه وادارد و از او پاسخ هایی برای پرسشهای خود بگیرد. مصاحبه کننده هنگام بر عهده گرفتن این نقش باید فاصله ای راحفظ کند و در برابر پیام دریافتی حالتی خنثی داشته باشد . برای رسیدن به این مرحله او باید رمزها را بشناسد ، چه آنهایی را که دریافت می کند و چه آنهایی که می فرستد. روشن است که مصاحبه کننده می خواهد بر جریان ارتباطات مسلط باشد ، موضوعی که در جوامع رسانه ای امروز کاری بس دشوار است ؛«به واقع ، در صحنه مصاحبه، مصاحبه کننده به واقع بازیگر اصلی است، چون می باید کنترل مصاحبه شونده ونیز حرکت موضوع درجریان پرسش وپاسخ را به عهده داشته باشد به این ترتیب مصاحبه کننده بازیگر کارگردان است. بنابراین او می باید بر سکوتها چیره شود و سکوتها را بشکند. گرچه گفته اند که سکوت حصاری دور حکمت است ونیز گفته اند در سکوت پیامی است که در هیاهو نیست . اما سکوت می باید صدای، درونی پیام را بیان کند؛ یعنی حرکت کند . هیچکاک می گوید: «سکوت در سینما باید صدا داشته باشد » این گفته بخشی از صورت وضعی میزانسن را در سینما تعریف می کند. یعنی مصاحبه کننده و مصاحبه شونده ،عناصری از میزانسن برای انتقال پیام هستند. حرکت آنها در صحنه ،سکوت ، حرکت ،سکوت،،حرکت وضعی بدن و حرکت وضعی کلام را تبیین می کنند.» (صدیقی، فریدون،1384،ص106و107)
مسئولین در هنر رسانه خبره و کارآزموده هستند و یاد گرفته اند که چگونه جریان مصاحبه را در دست بگیرند و آن گونه که خودشان می خواهند هدایتش کنند.
سازنده برنامه های «تاک شو»Talk Show مصاحبه کننده است. Talk Show معمولا به دنبال سرگرم کردن ، پرکردن اوقات با شگفت زده کردن عامه مردم است. به ندرت هم پیش می آید که در یک «تاک شو» هدف یاد دادن نکته ای تازه در باب واقعه ای متعلق به امروز است. از این نظر، این برنامه با یک مصاحبه نمایشی ( بیشتر سرگرم کردن تا دادن اطلاعات) است و با مصاحبه اطلاعاتی ( که هدفش آگاه کردن است نه سرگرمی) فرق دارد. از این نظر بسیاری از برنامه های تلویزیونی این دو گونه را باهم درمی آمیزند و در آن واحد هم سرگرم کننده هستند و هم اطلاعاتی را به شنونده می دهند. نباید فکر کنیم که یکی از این دو گونه بر یکدیگر ارجحیت دارد بلکه باید این نکته را بدانیم که این دو گونه با هم از نظر هدفی که در پیش می گیرند فرق دارند.
یک نکته نباید فراموش شود: ما فکر می کنیم که یک مصاحبه حاوی اطلاعات می تواند و باید به اندازه کافی جذاب باشد تا آنتن حفظ شود، تا بدین ترتیب بحث مطلع کردن آنان را ازدست ندهیم . در نتیجه ، یک مصاحبه حاوی اطلاعات ، بی بهره از عناصر مشتری جذب کن و سرگرم کننده نیست؛ چنین مصاحبه ای نمی تواند تنها مخاطبان نخبه داشته باشد.
مصاحبه کننده و ستاره
" مصاحبه کنندگان شجاعت را از مشهور بودن و آوازه خود یا شبکه شان نمی گیرند. وقتی یک مجری تلویزیون با یک شخصیت بزرگ جهانی ملاقات می کند ، پرسشهای خود را از زبان جمع مخاطبان می پرسد و از آنجا قوت قلب می گیرد، چون او در جایگاه مردم ایستاده است و به نوعی علایق و دل مشغولیهای این جمع را بازتاب می دهد. این واقعیت را باید در نظر داشته باشیم که همین عامه مخاطبان پشت سر مصاحبه کننده قرار می گیرند و باعث می شوند تا مصاحبه کننده هر پرسشی را بتواند مطرح کند. حتی کسانی که در حالت عادی هیچ توجهی به مجری نمی کنند، برای این، در کنار او می نشیند یا به قولی با او هم زده می شود چون می خواهد با مخاطبان صحبت کند.« در صورتی که قرار است برنامه به طور زنده پخش شود، باید قبل از شروع پخش، زمانی را برای گرم کردن صحبت و آشنایی و برقرار ی ارتباط میان مهمانان و مجری ، اختصاص داد. این فرصت زمانی،مهمانان برنامه را در حالت طبیعی و راحت قرار می دهد و مجری را به شیوه صحبت کردن مهمانان آشنا می سازد که این خود در چگونگی طرح پرسشها موثر است. به ویژه این وضعیت برای تلویزیون مشخص است ؛ از آن رو که در برنامه های تلو یزیون توجه مجری و مهمانان به نوشته هایشان ، مشهود است و موجب قطع ارتباط با مخاطبان می شود؛ بنابراین ، نوشتن پرسشها به صورت فهرستی که شامل تعداد پرسش اصلی و تعدادی پرسش کمکی باشد برای مجری کافی است.»مهرافشا، علی اکبر،1378،ص394 سرشت رسانه طوری است که برخی مصاحبه کنندکان را به ستاره بدیل می کند. کسانی که به جایگاهی نظیر جایگاه ستارگان عالم سینما می رسند نقشها یشان را تغییر می دهند ، شغل حقیقی آنها این بوده است که کسی را به سخن وادارند و در معرض دید قرار دهند،نه اینکه خود سخن بگویند و دیده شوند. ستاره به شمار رفتن تا حدود زیادی مشکل ساز است. چون هر ستاره ای دور و دست نیافتنی می شود، در حالی که یک مصاحبه کننده تلویزیونی وارد کانونهای خصوصی مردم می شود، با مخاطبهای خود ارتباط تنگاتنگ و معمولی برقرار می کند و در پی آن است که از زبان او پرسشهایی را مطرح کند. در عین حال اگر آن هاله ستاره گون در اطراف او حلقه بندد، نمی تواند فاصله لازم را با ستاره هایی که طرف مصاحبه قرار می گیرند حفظ کند. مهمانان (که خود ستاره هستند) او را همدست خود می پندارند و احساس می کنند که طرف صحبتشان ستاره ای است که حرف دیگر دیگر ستاره ها را می فهمد و بنابراین با سوالات گستاخانه آنان را ناراحت نمی کند. از این نظر خود تلویزیون وضعیتی متناقض به وجود می آورد، این رسانه حتی کسی را که در پی ستاره شدن نیست، هم به ستاره تبدیل می کند. "(سووه،کلود، ص41و42).
اشخاص در معرض دید و سخنگوها از هر سنخی ، آنقدر در تلویزیون مورد پرسش قرار گرفته اند که دیگر خودشان در امر مصاحبه صاحب تخصص و حرفه ای شده اند. بسیاری از این افرادرسانه ای شده در مدرسه یا در جامعه آموخته اند که برای ارتباط با دیگران (روزنامه نگاران، همکاران ، مشتریان و عموم مردم) پیامهای سنجیده بفرستند. دیگران پس از برخی سرخوردگیها دریافته اند که برای بهبود تصویر رسانه ای خود بهتر است از متخصصان امور ارتباطات مدد بجویند.
کارگردانی برنامه های زنده به روش چند دوربینه صورت می گیرد یعنی کارگردان در زمانی که برش چه به صورت کات٬ دیزالو٬وایپ و... از یک دوربین به دوربین دیگرانجام می دهد همزمان در حال تدوین می باشد و چون برنامه های زنده عملا مرحله پس تولید را در مراحل کاری ندارد کار کارگردان نمود بیشتری پیدا می نماید.
در برنامه های تلویزیونی و به خصوص در برنامه های زنده معمولا از شیوه تدوین تداومی استفاده می شود. (اگر تقسیم بندی ها بر اساس تدوین تداومی و تدوین اکسپرسیونیستی یا بیاندار باشد) . تدوین تداومی بر مبنای وابستگی نماهاست و تمایل به روایت مداوم و بی وقفه دارد و ظاهرا از سیر طبیعی زندگی دنبال یا تقلید می کند و از این رو آن را تدوین روایتی یا Narrative Editing نیز می گویند. به همین علت این گونه تدوین واقعیت گراست( زمان و مکان در آن وحدت و تجانس دارند) و به همین دلیل درک آن برای تماشاگر آسان تر است و به طور کلی تدوین تداومی معنا را آسان و روشن می نماید.
در تدوین تداومی موضوع دو نما یکی است اما نمای دوم وابسته به نمای اول است. در عین حال ٬دو نمای متوالی با وجود داشتن همانندی و تجانس در یک یا چند چیز متفاوت اند. این تفاوت معمولا در ابعاد (عمدتا در زاویه فیلمبرداری و فاصله دوربین تا موصوع است.) در این نوع تدو.ین یکی از شروط اصلی برای انطباق دو نما تفاوت بزرگنمایی آنهاست به ویژه این تفاوت برای انطباق (Match ) از جنبه حفظ تداوم عمل باشد. برش انطباقی یا Match Cut که ماهیتا جلوه ای از تدوین گرافیکی به شمار می رود به عبارت دیگر برش انطباقی خود زیر مجموعه تدوین گرافیکی است زیرا هنگامی که شباهت گرافیکی و حرکتی موضوع از انتهای یک نما به ابتدای نمای بعد منتقل شود در واقع تدوین گرافیکی شکل گرفته است.
برنامه زنده برنامه ای است که بین تولید و پخش آن هیچ فاصله ای نیست و همزمان که تولید می شود پخش می گردد. نوع دیگر برنامه های زنده٫ برنامه های شبه زنده است به این معنا که برنامه ابتدا تولید می شود اما با فاصله نیم ساعت یا یک ساعت از تولید پخش آن آغاز می گردد. این گونه٬ برای برنامه هایی مفید است که زمان پخش آنها در ساعاتی است که انجام کار برای گروه تولید بسیار دشوار است و یا به عبارتی برای افراد دشوار است که در آن ساعت حاضر شوند مثلا ساعت ۲ بعد از نصف شب.
برنامه های زنده این امکان را به شما می دهد تا ارتباط دو طرفه یا تعاملی را با بینندگان برقرار کنید و آنها را در امر ارتباط دخیل نمایید چون از ابتدای به وجود آمدن تلویزیون تمام مسئله دست اندرکاران این بود که این ارتباط یک طرفه و کسالت آور که در رسانه ها وجود دارد را به نحوی دو طرفه نمایند. در گذشته نه چندان دور و شاید در حال حاضر در بعضی برنامه ها در برنامه های زنده این کار با یک خط تلفن صورت می گیرد که از بینندگان خواسته می شود که تا نظرات و یا انتقادات و یا سوالات خود را از مهمان برنامه از این طریق با عوامل برنامه در میان بگذارند . اما امروزه با پیشرفت تکنولوژی ٫عوامل سازنده به وسیله پیام کوتاه با بینندگان خود ارتباط برقرار می کنند بدین صورت که با گذاشتن یک مسابقه و دادن یک تلفن٫ از بینندگان می خواهند در مسابقه شرکت کنند( هر چند این کار در صدا وسیما به حد افراط خود رسیده است). اما مزایای این کار:
۱- حدس مقدار تقریبی تعداد بیننده هایی که با برنامه موافق هستند. چون این امر پدیرفته شده که کسانی که با برنامه موافقند در فرایند برنامه سازی مشارکت می جویند.
۲- آگاهی از میزان سواد و دانش بینندگان در مورد موضوع برنامه.
هر چند که بینندگان به دنبال جوایز هستند اما به طور ناخواسته در یک نظرسنجی ای که برنامه ساز در مورد میزان محبوبیت برنامه خود ترتیب داده شرکت جسته اند.
برنامه زنده این اطمینان را به بیننده می دهد که مدیریدت و یا گروههای فشار هیچ گونه دخالتی و دخل و تصرفی در فرآیند برنامه سازی و یا محتوای آن نداشته است. مثلا سخنرانی یک فرد ٫ که این شائبه پیش می آید که رسانه بر اساس سیاستهای خود بعضی از قسمتهای ناهمگون آن سخنرانی با سیاستهای خود را حذف و یا سانسور کرده است و بیننده به محض دیدن لوگوی برنامه زنده فارغ از هر گونه دخل و تصرف در محتوای برنامه به تماشای آن می نشیند.
یکی از مزیتهایی که رسانه تلویزیون به دیگر رسانه ها از قبیل فیلم داردحس واقعیت گرایی است که در این رسانه وجود دارد. واقعیت گرایی بدین ترتیب تعریف می شود که همزمان که برنامه ها در لحظه ای که پخش می شوند قابل در یافت اند.برنامه های زنده تلویزیون کمک شایانی به این حس می نماید.
تاریخ تلویزیون جدا از تاریخ برنامه های زنده نیست. زیرا در ابتدای به وجود آمدن تلویزیون به دلبل عدم پیشرفت تکنولوژیکی و صنعت برنامه ها عمدتا به صورت زنده پخش می شدند برنامه هایی که اکثر آنها به صورت فرمت رادیویی بودند.اما در زمان حال با توجه به این که ضبط تلویزیون (در صدا و سیما امپکس خوانده می شود) به وجود آمده این سوال پیش می آید که چرا تلویزیونها علاقه دارند که برنامه ها رابازهم به صورت زنده پخش نمایند؟
۱- در یک برنامه زنده بینندگان حوادث واقعی را همان طور که اتفاق می افتد تماشا می کنند . احساس آنها این است که از درون چشم دوربین همه چیز را می بینند و در این حالت بیننده با نوعی هیجان دلهره و انتظار؛حوادث پیش بینی نشده را تجربه می کند.
۲- دربرنامه تولیدی به علت این که تمام متغیرها تحت کنترل هستند و اشکالاتی که در زمان پخش برنامه زنده وجود دارد را با آنها مواجه نیستیم حس دلهره و اضطراب از بین می رود .
اگر تولید برنامه را به سه بخش پیش تولید ٫تولید و پس تولید تقسیم نماییم برنامه زنده دارا ی دو بخش تولید و پس تولید است یا به عبارتی بهتر باید بگویم که بخش تولید با پس تولید با هم ادغام می شوند. هنگامی که برنامه زنده در حال پخش است باید کارهایی از قبیل تدوین٫ صدا گذاری که در برنامه غیر زنده یا تولیدی در مرحله پس تولید انحام می شود در مرحله تولید انجام پذیرد که به همین منظور عوامل تولید بار بیشتری را بر دوش خود احساس می کنند. بهتر بگویم به همین دلیل برنامه زنده پیچیده ای که به دوراز هر گونه شکل و گرفتاری باشدنیاز مند سازماندهی منظم٫ کارگردانی اندیشمنددر گروه کاری ماهر و ورزنده است. هر میاله ای که در طول پخش برنامه پیش بیاید یا باید به نحوی رفع گردد و یا به سادگی پذیرفته و پخش گردد.
در برنامه زنده بر خلاف برنامه تولیدی ما نمی توانیم رج زدن ٫تعدد برداشتها و تعدد لوکیشنها داشته باشیم. اگثر برنامه های زنده برنامه های گفتگو محوری هستند که در استودیو یا در یک مکان باز شبیه استودیو اجرا می گردد.
به تازگی انتشارات دانشکده صدا و سیما کتابی را با عنوان یک صد سال سینمای انیمیشن نوشته جیان آلبرتو بندازی و با ترجمه سعید توکلیان به چاپ رسانده که این کتاب در ۷بخش و ۲۶ فصل به تاریخ این هنر در کشورهای مختلف جهان پرداخته است. البته دو بخش آن نمایه وعکس را در بر می گیرد.
در این کتاب می خوانیم: آغاز انمیشن٫ انیمیشن در ایالات متحده آمریکا٫ فرد گرایی در اروپا٫ آرژانتین٫ ایالات متحده آمریکا(عبور از مانع صدا٫ برادران فلشر٫ تری و افسانه ها٫ گسترش بوورز٫ والتر لنتس٫...)٫ والت دیسنی :بزرگترین استودیوی انیمیشن جهان٫ انیمیشن در سالهای ۱۹۳۰ ( اروپا٫ آمریکا و دیگر ملتها)٫ سه دهه بعد( آمریکا٫ اروپای شرقی٫آسیا) ٫ موج جدید انیمیشن و... .
قیمت این کتاب ۸۰۰۰تومان می باشد.سعید توکلیان علاوه بر عضو هییت علمی دانشکده صدا وسیما ورییس آسیفای ایران در حال حاضر می باشد.